X
تبلیغات
فرهنگ جویان

فرهنگ جویان

Who is Milli oner

A Man Can Love A MILLION Girls, But Only A Real Man Can Love ONE Girl In A Million Ways!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 15:5  توسط سجاد زربافیان  | 

Why Women

‎"Woman was created from man's ribs. Not from his foot to be trampled on, nor from his head to control him, but from his ribs to be equal, under his arm to be protected, and close to his heart to be loved"

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 15:2  توسط سجاد زربافیان  | 

داستان سگ باهوش و صاحب ناشکر

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که از مغازه دورش کند. اما ناگهان کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود "لطفا دوازده سوسیس و یک ران گوشت بدین". یک اسکناس 10 دلاری هم همراه کاغذ بود! براي مطالعه بيشتر بروي ادامه مطلب كليك كنيد!
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 1:55  توسط سجاد زربافیان  | 

مناجات با خداوند

            

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 1:43  توسط سجاد زربافیان  | 

ایجاداعتماد به نفس را عادت خود کنید.

  

اعتماد به نفس را عادت خود کنید. تنها وقتی آسیب پذیر هستید که به فکر اضافه کردن

اعتماد به نفس نیفتید. در سایر مواقع هم به آن فکر کنید. هر چه بیشتر به آن عادت

کنید، اعتماد به نفس درونی بیشتری پیدا می کنید و این چیزی است که همه به آن احتیاج

دارند. اولین باری که می خواهید کیک بپزید، احتمال این که کیک شما چیز خوبی از آب

در نیاید، وجود دارد. اما به مرور زمان وقتی تمرین می کنید، می توانید به راحتی کیک

بپزید.
- رفتار "مثل این که" را به نمایش بگذارید.
وقتی رفتاری

حاکی از اطمینان را به نمایش می گذارید، به رسیدن خود به اعتماد به نفس کمک می

کنید.
-زیگزاگ بروید.
انعطاف پذیری و اعتماد به نفس دست دردست

هم حرکت می کنند. توجه داشته باشید که اگر گاهی برای رسیدن به هدف خود مجبور هستید،

راه را زیگراگ بروید، اشکالی پیش نمی آید. کسانی که فاقد اعتماد به نفس هستند،

احساس می کنند سفرشان باید بطور کامل برنامه ریزی شده

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 23:57  توسط سجاد زربافیان  | 

استرس و راههاي مبارزه با آن

دنياي امروز جهاني است پرتنش ؛ فشارهاي روحي و عصبي ، اندوه و افسردگي ، دلهره و تشويش ، و به زبان ساده تر غم و غصه  دست از سر ما بر نمي دارد. نگراني هاي بيش از حد مشكلي است كه ميليون ها نفر به آن گرفتارند اما دل نگراني ( استرس) هميشه مخرب و زيانبار نيست !  در واقع  گاهي اوقات بهتر است نگران باشيم. در يك كلام مي توان گفت استرس واكنش لازم و حياتي است، اما با گذشت زمان ويرانگر مي شود. استرس يا فشار رواني ، فراگيرترين عارضه در مردم جهان ، و ريشه اكثر بيماري هاي جسمي و رواني است.
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 22:19  توسط سجاد زربافیان  | 

تستهای روانشناسی.....

تستهای روانشناختی یکی از مهمترین ابزارهای تحقیق در روانشناسی هستند که بوسیله آنها می توان اطلاعات لازم برای پذیرفتن و یا ردکردن یک نظریه را بدست آورد. هر نظریه ای تنها زمانی به یک نظریه علمی تبدیل می شود که درست بودن آن توسط اطلاعاتی که عملا تحقیق و جمع آوری می گردند به اثبات رسیده باشد. با این کار هر نظریه علمی برای بیان خود پشتوانه و اعتبار عینی فراهم می آورد. برای مثال اگر بخواهیم بدانیم درصد شیوع یک اختلال روانی در بین جمعیت یک شهر چقدر و چطور است پرسشنامه ای را شامل سئوالاتی که وجود این اختلال را مورد پرسش قرار می دهند تهیه کرده و پس از آزمایشات ایتدایی لازم, این پرسشنامه را بصورت اتفاقی و یا بصورت انتخابی بین گروه و یا گروههایی از افراد شهر پخش کرده و سپس پاسخهای آنها را مورد ارزیابی قرار می دهیم. از این راه دیدی عینی تر از چیزهایی بدست می آیند که تا آنزمان تنها می شد در باره آنها حدس زد. هر تست روانشناختی یک موضوع دقیق و معین را پرسش می کند و اطلاعاتی که از اینراه بدست می آیند بلاواسطه قابل تعمیم دادن به چیزهای دیگر و زمانهای دیگر نیستند. در کار روانشناسی بالینی نیز تستها کاربرد و معناهای خاص خودشان را دارند. برای کار بالینی دستگاهها و ابزارهای پیشرفته و دقیقی ساخته شده اند که اطلاعات موثری را برای تشخیص و درمان در اختیار قرار می دهند. ولی اصلی ترین ابزار تشخیص در روانشناسی بالینی همان مصاحبه است. برآورد و ارزیابی نتایج تستها تنها در صلاحییت افراد متخصص است و بخصوص در کارهای بالینی تنها زمانی نتایج تستها ارزش بالینی دارند که اینکار توسط متخصص و با بررسی بسیاری از نکات دیگر صورت بگیرند
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 19:5  توسط سجاد زربافیان  | 

رؤيا چيست ؟

در حديثي از پيامبر اسلام آمده است : « رؤياي صالح يك جزء است از چهل و شش جزء پيامبري » . در قصل 16 كتاب مرصادالعباد كه از جمله كتابهاي مهم و معتبر عرفاني فارسي است از خواب و انواع آن و تفاوت آن با واقعه صحبت شده است .درباره رؤيا و رؤيا بيني ميان عرفان اسلامي ، عرفان سرخپوستي ، عرفان شرق و ساير نحله هاي فكري ، ( صرف نظر از اندك تفاوتها) تشابهات بسياري هست .شگفت انگيزترين حكاياتي كه از زندگي بزرگان معنوي نقل مي كنند آنهايي است كه در مرز ميان خواب و بيداري روي داده است . رؤياها مسيري مستفيم به سوي هوشياري هستند مي توان با آ‹ها ارتباط گرفت و حتي آنها را كنترل كرد . در كتاب « رويا بيني كنترل شده و ارتباط با رؤياها » آمده است : « در حكايات و افسانه ها آمده است كه براي پيروز شدن بر اهريمن در يك كابوس ، بايد آن را با نام حقيقي¬اش صدا زد . همچنين در اسطوره ها آمده براي تحت سلطه آوردن اهريمن ، شخص بايد انگشت يا پنجه پاي اهريمن را بگيرد و با گرفتن سرش به موهايش چنگ بزند و يا يكي از موهايش را بكند .حتي در افسانه ها آمده شخص مي تواند روح پليد را مجبور به افشاي راز كند و از او بخواهد گنجهايش را آشكار ساخته و .مثل غول چراغ جادو به او خدمت كرده و آرزوهايش را برآورد ... كارشناسان رؤيا بيني به درباره كنترل رؤيا ها بسيار صحبت كرده اند . شايد كلمه كنترل به شخص احساس قدرت داده و حس كند مي تواند كل رؤيايش را برنامه ريزي كند . اما واقعيت آن است كه كنترل كردن تمام جنبه ها و زواياي يك رؤيا و تأثير گذاري بر تمام آن غير ممكن است و براي دستيابي به كنترل رؤيا آموزش هاي خاصي مورد نياز است
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:58  توسط سجاد زربافیان  | 

عشق...

نديدن خود و ديدن دوست ، غايت عشق است . دل انسان سراپرده محبت خداست ، و همين او را بر فرشته برتري مي دهد .او دارنده بار امانت الهي « عشق » است و مي تواند عاشق شود . اما فرشته محبت نمي شناسد و چه مي داند كه عاشقي چيست ؟ جلوه اي كرد رخت ديد ملك عشق نداشت عين آتش شد از اين غيرت و بر آدم زد عشق از آن آدمي است . وجه مميزه اوست .گويا اين نكته را نخستين بار رابعه طرح كرده است و پيش از او هيچ كس از حب و محبت الهي سخن نگفته است . مسلماً اين مسأله اتفاقي نيست كه نخستين سردمدار عرفان عاشقانه زني باشد . زني سوخته عشق و اشتياق ، از عشق الهي ، عشق حق به خلق ، و عشق حق به خلق دم مي زند . مي گويند زن به اقتضاي طبيعت عاطفي اش بهتر از مرد مي تواند دريابد كه تنها را رسيدن به دوست راه عشق است . عشق رابعه عشفي كامل است . وقتي از او پرسيدند : « تو او را كه مي پرستي مي بيني ؟ » پاسخ داد اگر نمي ديدم نمي پرستيدم
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:57  توسط سجاد زربافیان  | 

گفته های انسان به پرنده ...

پرنده پس از مدتي پرواز بر شانه انساني نشست. انسان به او گفت فـكر نمي كني اشتباه كـرده ای ؛ من درخـت نيــستــم. انسانم. آشيان تـو شـاخــه درختان اسـت و شـانه مـن مــكان مناسبي بـــرای آشيانــه تــو نيست. پرنده گفت مي دانم . برشانه ات نشستم كه با هم پروازكنيم . - گفتم كه من انسانم . پرواز براي پرنده است نه من . پرنده عميـق بـه چشمانش نـگريست و گفت : گـويا فـرامـوش کرده اي كه زماني بال پرواز داشتي و قادر بودي پرواز كني ؟ پـرنـده هـاي ديـگري را نيـز مـي شـناسم كه همچون تو پرواز كردن را فراموش كرده¬اند . انسان به فكر فرو رفت. پرنده مدتها بود كه رفته بود . نـگاه انسـان بـه دنبال او به آبي آسمانها رسـيد و بـه يـاد آورد ؛ دور زمانی كه بال پرواز داشت و خداوند آسمان و زمين را براي او آفريده بود . و دريغا كه به زمين دلبسته بود و از آسمان گسسته
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:57  توسط سجاد زربافیان  | 

چگونه می توانید بفهمید به هدف رسیده اید؟

آیا رسیدن به هدف زمانی است که اشراق ناگهانی را تجربه کرده باشید؟ تجربه ناگهانی اشراق ممکن نیست. آنچه می توانید کسب کنید، از بین بردن جهل، نفس، خطا و افکار اشتباه است. وقتی همگی اینها از بین بروند، شما از آنچه همیشه در درونتان وجود داشته است، آگاه می شوید. نور الهی همیشه آنجاست، حتی در همین لحظه. آنچه کسب می کنید، چیز جدیدی نیست و همانند ذهن در درونتان پنهان است. این به عهده شماست که با نور خود پابرجا باشید. آخرین تعلیم این است که الوهیت در همه جا وجود دارد، خداوند همه جا هست و او خوب است. تا زمانی که جستجویتان به پایان نرسیده است، نمی توانید چیزی به جز فکر، نظریه و خیال داشته باشید . حقیقت به تدریج طلوع می کند. نهایت این راه تولدی دوباره و ناگهانی در ملکوت آسمان است که همانند جرقه ناگهانی نور خواهد بود. |+| نوشته شده توسط سجاد زربافیان در پنجشنبه هفتم دي 1385 |
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:55  توسط سجاد زربافیان  | 

دستیابی به حقیقت..

اغلب انسان هایی که کناره گیری اختیار می کنند، از دنیای بیرون دست می کشند. آنها تصور می کنند که از دنیای بیرون باید همانند چیزی پلید اجتناب کرد. این نگرش مانع دستیابی آنها به حقیقت کامل می شود. اگر بخواهیم به حقیقت برسیم، هیچ چیزی نباید حذف شود. باید از حقیقت کامل استقبال شود، زیرا حقیقت، واحد است و واحد، کل جهان را در بر می گیرد، نه قسمتی را که درون شما جای دارد. عرفان مذهبی قادر است شما را به مرحله والایی رهنمون سازد، ولی وقتی توانایی این را داشته باشید که بازگردید و دنیای بیرون را بیازمایید و از آن نهراسید، در خواهید یافت که دنیا، بخشی از واقعیت است. بدین ترتیب به ماهیت خیالی اش پی می برید و آن را می شناسید.
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:54  توسط سجاد زربافیان  | 

دستیابی به فضیلت صبوری..

. عظمت روحی را که درون توست، به یاد داشته باش دستیابی به فضیلت صبوری، بسیار مشکل است، مخصوصاً زمانی که اشخاص در کوتاه مدت به نتیـجه نمی رسند. اگر آنها به دنبال موفقیت دنیوی باشند و سال ها صبر کنند، هیچ گاه خسته نمی شوند. اما چطور انتظار دارند بدون صبرکردن به درک خویشتن برتر نایل شوند. مطمئن باشید که در نهایت، پاداش و نتایج مطلوب فرا خواهند رسید. آنها درست به موقع می آیند، سرنوشت، زمان دقیق آن را تعیین خواهد کرد. صبور بودن، یعنی اینکه شخص نباید از جستجویش دسـت بکشد، حتـی در زمانی که شرایط به نظر ناامید کننده می آیند. از آنجایی که صبـوری پیشه کرده اید، حقیقت را خواهید یافت و کمک از راه می رسد. برای کسی که اسیر دنیای بیرونی است، آرام کردن ذهن و دستیابی به حقیقت، بسیار مشکل است. حقیقت آنقدر پیچیده است که برای درک آن، ذهن نباید به این سو و آن سو کشیده شود، بلکه باید به یک نقطه معطوف شده و همان جا ثابت بماند. در آن زمان، ذهن می تواند در پی دستیابی به حقیقت باشد، نه زمانی که اسیر آرزوهایش است. به همین دلیل است که می گویند به چیزی وابسته نشوید. فقط در حالت وارستگی است که ذهن میتواند به حقیقت دست یابد. هیچ چیز بدی در مسائل مادی وجود ندارد و با دستیابی به حقیقت می توانید به آنها بازگردید ویا از آنها دست بکشید. تنها یک ذهـن رها می تواند حقیقت را بیابد. در هر فرصت کوتاه، ذهنت را در اندیشه¬ی بی¬کران او غوطه ور ساز. با او صمیمانه صحبت کن. او نزدیک ترین نزدیک ها و عزیز ترین عزیزهاست. او را همان گو نه دوست بدار که فردی تهیدست، پول را، مردی مشتاق، محبوبش را و غریقی، نفس را، دوست دارد. وقتی به شدت مشتاق خداوند باشی، او بر تو آشکار خواهد شد. خداوند دیدار از زمین را برای ما ترتیب داده است؛ اما اکثـرما به سبب این که بسیاری چیزها را در این جـا از آن خود می پنداریم، مهمان هایی نامطلوب هستیم. با از یاد بردن اقامت موقتی خود، وابستگی های متعددی پیدا می کنیم: " خانه من "، " کار من"، "پول من"، " خانواده من". اما وقتی مدت اقامتمان در زمین به پایان می رسد همه ی کارهای انسانی ناپدید می شوند، آن گاه مجبور می شویم تمام چیزهایی را که می اندیشیدیم مال ماست، در پشت سر رها کنیم. تنها کسی که همه جا همراه ماست، خویشاوند جاودانی ما، خداوند است. هم اکنون دریابید که روح هستید، نه جسم. چرا منتظر می شوید که مرگ با همه سختی این را به شما بیاموزد. جسم، ذهن و روح با یکدیگر در رابطه هستند. شما وظیفه دارید جسم را تندرست نگه دارید و نیروهای ذهن را پرورش دهید. وظیفه ای نیز نسبت به روح دارید و آن مراقبه ی روزانه بر سرچشمه وجودتان است. اگر وظایف خود را نسبت به روح به انجام برسانید، جسم و ذهن نیز بهرمند خواهند شد؛ اما اگر در مورد روح قصور کنید، در نهایت، جسم و ذهن نیز رنج خواهند کشید. سعی کن دریابی که مسافری آسمانی هستی و فقط برای لحظه ای کوتاه در این جا به سر می بری و سپس روانه ی دنیایی دلفریب و بی نظیر می شوی. فکرت را به این زندگی کوتاه و این زمین کوچک محدود نکن
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:53  توسط سجاد زربافیان  | 

بازتاب مذهب حقیقی در زندگی شما چه خواهد بود؟

نسبت به تمامی مردم حسن نیت پیدا می كنید زیرا در می یابید همه آنها از یك منشأ واحدند. ما پرتوهایی از خورشید ناشناخته هستیم. لحظه ای كه پی ببرید هر موجود زنده ای اعم از انسان یا حیوان، پرتوی از آن نور الهی است و به اندازه شما از آن الوهیت برخوردار است، در آن صورت رفتاری آمیخته به احترام و توجه نسبت به آنها خواهید داشت. در آن زمان، دیگر رفتار و گفتار انسان ها برایتان بی اهمیت می شود، زیرا می دانید آنها طبیعت و اصل روحانی شان را فراموش كرده اند و كارهایشان از روی نادانی است. شما تنها می توانید یك نگرش نسبت به همنوعانتان داشته باشید و آن درك این مطلب است كه آنها چه هستند و در ورای شخصیت ظاهری شان چه چیزی نهفته است. شما فقط می توانید برای نادانی شان متأسف باشید و قصدتان كمك به آنها باشد. این كار در صورتی انجام می گیرد كه انسان قدمی برای دستیابی به آنچه از دست داده است، یعنی حافظه الهی، بردارد. بهترین راه برای كمك به دیگران، پی بردن به اصل الهی آنهاست. تنها راه آگاه كردن عامه مردم، داشتن حسن نیت است. هیچ اهمیتی ندارد كه شخص بدترین مجرم و یا بزرگ ترین مجرم و یا بزرگترین قدیس باشد. هر دوی آنها به یك اندازه مستحق حسن نیت شما هستند. این اولین تعریف مذهب واقعی است . حسن نیت به اشخاص خاصی محدود نمی شود. نباید فقط نسبت به انسان ها ی خوب حسن نیت داشته باشید و دیگران را از آن محروم سازید. همانطور که متوجه شدید به کتابهای معنوی و عرفانی و کتابهای که آگاهی بخش هستند خیلی علاقه دارم که قسمت¬های بعضی از آن کتابها را هم برایتان نوشته¬ام که از انتشاراتی¬های مختلف هستند. گفتم انتشارات یادم آمد که از بعضی از این انتشارات¬ها مثل تعالیم حق هیچ کتاب جدیدی چاپ نشده و حتی تجدید چاپ هم نداشته ، در نمایشگاه هم خبری از آنها نبود . پیگیری که کردم متوجه شدم این کتابها اجازه تجدید چاپ ندارند. جای تعجب است جلوی چاپ چنین کتابهایی گرفته می¬شود در صورتی که فقط کافی است یک ساعت وقت بگذارید و به کتابفروشی ها سر بزنید و با چشمان خودتان ببینید که چه کتابهای منحرف کننده¬ای را در پشت ویترین¬ها به نمایش
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:52  توسط سجاد زربافیان  | 

تجربات عامه ....

در دنیای بهتر، خانواده ها باید از کودکان بیاموزند. اکنون شما با عجله به آنها می آموزید، کسی از آنها یاد نمی گیرد. در حالیکه آنها چیزهای زیادی برای آموزش به شما دارند. همچون کودک در لحظه عمل کن. خودت را به تمامی در لحظه بگشا. در این صورت هر روز با گشایشی نو از را ه می رسد. نور تازه، چشم انداز تازه و این مناظر تازه در پی تغییر تو خواهند بود. ترس احساس عدم برخورد با زندگی است. بگذارید ترس را تعریف کنم: وضعیت عدم ملاقات با زندگی ترس نام دارد. اگر عشق شکوفا نشود، تبدیل به ترس می گردد. اگر عشق بارور شود، ترس زایل می گردد. خیلی از مردم در وابستگی شدید می میرند، آنها نمی خواهند بمیرند، شاید بتوان فهمید که چرا از مرگ دوری می کنند. چون تنها در لحظه مرگ این حقیقت گزنده را در می یابند که زنده نبوده اند. این تجربه من از برخورد با هزاران نفر است. مردم بدلیل ساده ای به بدبختی شان چسبیده اند و ارتباط دوستانه و محکمی با آن بوجود آورده اند. آنقدر با آن زیسته اند که تقریباً ترک کردنش مثل طلاق دادن است. دیدگاه متعصب کور است، قلب استدلالگر مرده است. با پیش فرض های متعدد قدیمی هشیاری و ذکاوت از بین می رود، کند ذهن می شود. علم راز را می کشد. اگر بخواهید مسئله ای رازگونه را تجربه کنید، ناچارید از دری دیگر، از مسیری کاملاً متفاوت وارد شوید. دیدگاه متعصب کور است، قلب استدلالگر مرده است. با پیش فرض های متعدد قدیمی هشیاری و ذکاوت از بین می رود، کند ذهن می شود. علم راز را می کشد. اگر بخواهید مسئله ای رازگونه را تجربه کنید، ناچارید از دری دیگر، از مسیری کاملاً متفاوت وارد شوید. زندگی مشکل نیست. اگر به آن به عنوان مشکل نگاه کنی، قدم اشتباه برداشته ای. زندگی رازی است که باید با آن زیست، عاشقش شد و تجربه اش کرد. از طریق دل، عقل هوشمند می شود. این نوعی انتقال است، انتقال کامل انرژی، بدین طریق فرد روشنفکر نمی شود، بلکه خیلی ساده، خردمند می شود
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:49  توسط سجاد زربافیان  | 

محبتـــــــــــــــــــــــــــــــــ ......

چه زيباست محبت ديدن و محبت كردن و جز آن نياموختن،به همه چيز از دريچه زيبايي نگاه كردن و همه چيز را از دريچه زيبايي شنيدن! اما چه غم انگيز است نفرت، چه زشت است كينه، و چه شكننده است كدورت! چه خوب است كينه ها را دور ريختن و محبت ها را جايگزين كردن! تلاش به خاطر موفقيت ديگران زماني كه خود در آن كار ناموفق بوده ايد، و تجربه هايمان را در اختيار آنها گذاردن و آنها را راهنمايي كردن ! به راستي چه نيكوست از شكست به عنوان تجربه ياد كردن و تجربه را به كار گرفتن! و باز هم چه خوب است دوباره همه چيز را به طريق ديگران از نو شروع كردن پس از ناكامي، جبران شكست و طلب پيروزي و تلاش براي رسيدن به آن! آري چه زيباست زندگي را ترازو كردن و غم ها را در يك كفه، و شاديها و پيروزيها را در كفه ديگه قرار دادن و با هر دو كنار آمدن و هر دو را پذيرفتن. ما آدمها معمولا در روياهايمان به دنبال خوشبختی می گرديم ؛ غافل ازاينکه خوشبختی همين لحظاتی است که می گذرد. بخند که رنگ باور دريا بگيرد دل ميان قابهای آفتابی جا بگيرد دل يه نكته مهم : با توجه به شروع امتحانات ؛ شايد من يه مدتی نباشم. انشاءالله پس از پايان امتحانات پاسخگويی محبتهای بی پايان شما خواهم بود . من رو از دعای خير فراموش نكنيد. خدايا تو را سپاس که مهربان و بخشنده ای.اگر تنها به خلوت و رويا نشسته ام شادم که با خيال تو تنها نشسته ام خدا متشکرم. پست قبلی نتيجه داد ؛ دوست خوبم با اراده آهنينش سيگار رو گذاشت کنار. خدايا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار دوست من آيا مي داني هر سيگار 1۵ دقيقه از عمر آدمي مي كاهد ، آخه چرا كمي فكرنمي كني ، چرا اين گونه سرمايه خود و مملكتت را با باد مي دهي !يك چيزي كه اين روزا بين جوانها خيلي شده مي گويند اين سيگار براي تفريح است هر وقت بخواهيم ترك ميكنيم ، نه دوست من اين يك حرفه عمل كردن به ان خيلي سخته. چون سيگار اولين چيزي كه از شما مي گيرد اراده است ، بله شما اراده ات را از دست داده اي . به اميد روزي كه با همت شما دوستان جامعه اي عاري از سيگار داشته باشيم.****
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:49  توسط سجاد زربافیان  | 

بیا یید سیگار را ترک کنیم...

و حالا تو اي دوست من : كه مخاطب اصلي من هستي . تو ديگه چرا !!!!!!!!!! تو كه اين همه دم از منطق و عقل مي زني با كدام منطق به طرف سيگار رفته اي . تو چرا خودت رو بدبخت مي كني؟ خودت كه مي دوني من اين حرفها را به خاطر خودت مي گم ، من نگرانتم دوست ندارم كه از دستت بدم . از روزي فهميدم تو هم به سمت اين موجود پست رفته اي خيلي ناراحتم فقط هم بخاطر خودت . بازهم مي گويم اين حرفها رو فقط بخاطر خودت مي زنم و اي كاش مي توا نستم برايت بگويم كمي فكر كن چرا اين كار رو ترك نمي كني؟ چرا؟ چرا ؟چرا ؟چرا؟ چرا؟ چرا ؟ چرا ؟؟؟؟!!!!!!!
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:48  توسط سجاد زربافیان  | 

دانه های گرد و سياه رنگ انگور را به خوشه می چسباند..

فرشته کوچک روی زانوهای خود نشسته بود و با انگشت های کوچکش دانه دانه های گرد و سياه رنگ انگور را به خوشه می چسباند .و روی شاخه ها می نشاند .هر خوشه که تمام می شد لبخندی می زد و به خدا نگاه می کرد . خدا روی خوشه می دميد و خوشه مزه زندگی می گرفت . شاخه ها کم کم پر می شدند و خوشه های سياه و براق انگور روی شاخه می درخشيدند . فرشته کف دست هايش را به هم ماليد و نگاه شيرينی به چشم های خدا انداخت . خدا پيشانيش را بوسيد و در گوشش چيزی زمزمه کرد . فرشته ابروهايش را در هم کشيد و نگاهی ناباورانه به خدا انداخت و دوباره روی زانوهايش نشست . دست هايش را زير چانه زد و چشم هايش را تنگ کرد و خيره به دوردست به انتظار نشست . چند روزی گذشت . فرشته کم کم خسته می شد . چشمانش می سوخت . می خواست حاصل زحمتش را ببيند . اما خبری نبود . سرش را پايين انداخت و با انگشتانش روی ابرها نقش می کشيد . سرش را که بالا آورد ، مردمانی را ديد که انگورهای او را می چيدند ... سرمستی وجودش را گرفت و لبخند پهنای صورتش را پوشاند . دامن خدا را کشيد و گفت : نگاه کن ، انگورهای مرا می برند .روزی آن هاست . از آن می خورند و تو را سپاس می گويند . شيرين است ! نه ؟ خدا دست های کوچک فرشته را میآن انگشتان بزرگ خود گرفت و فرشته کوچک را روی زانوهايش نشاند و باز آرام در گوشش چيزی زمزمه کرد . بغض گلوی فرشته را فشرد و هاله ای از نم چشمانش را پوشاند : نه! انگور میوه بهشت است. مسمومش نمی کنند. .مگر نه ؟! خدا لبخند تلخی زد و زیر لب زمزمه کرد : به راستی که انسان سخت زیانکار است ... میوه بهشتی فرشته می ميگساری آدمی شد ! میوه بهشتی فرشته فراموشی و نابودی آدمی شد.فرشته ملتمسانه به چشمان خدا می نگريست و گونه هايش با اشک شيرينش شسته می شد ... باور نمی کرد ... " از آن می خورند و تو را سپاس می گويند..." از آن مسکر می سازند و در سکر غفلت خود غرق می شوند و تو را از ياد می برند. از سر شور ناله می زنند و نمی دانند آتش بر خرمن خويش می کشند. … روزی پاکيزه را حرام می کنند و در نادانی و بيهوشی محض به خيال خود مسلمانندعميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند، و تو از او رسم محبت بياموزي . عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاريست. عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه پنهان کردن قلبي ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده . عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه نداشتن شانه هاي محکمي ست که بتواني به آن تکيه کنی
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:48  توسط سجاد زربافیان  | 

گناه

اندوه و خستگی ، پشت و روی یک سکه اند . اندوه ، خستگی است که بر جان می نشیند . خستگی ، اندوه است که در تن می رود . ( بوبن ) * خبط نکن اینها همه سایه اند ، .... ـ نه این سایه نیست پرّه های باد کردهء بینی را ببنین ، سرخی گونه ها ، این سرخی از چیست ؟ شرم یا شهوت ؟ شاید هم از خشم باشد ! * خسته تر از پیش رهایت می کند ! این سایه را دنبال نکن ! ـ سایه نیست گرمی دستانش را حس می کنم ! * همهء اینها گناهکارانی فرومایه اند ! گرمی دستها ازگرمای آتش گناهی ست که درون را می سوزاند و تنها گرمی اش به تو می رسد ! ـ گناه ؟ چه گناهی ؟ گناه دوست داشتن ؟ * دوست داشتن ؟ او هم از فرزندان همان هاست ! آنها کنار هم بودند چون او خواسته بود ! آمیزش کردند چون او می خواست و عشق ورزیدند چون انسان دیگری نبود که به او عشق بورزند ! ـ اما من به او گفته ام که روحم همراه است ولی آمیزشی در میان نیست ! * او می تواند با روحت آمیزش کند اگر تو اجازهء این کار را به او داده باشی که راه را هموار کرده ای ! تا دیر نشده جلوی این عمل تجاوزکارانه را بگیر ! بکارت جان خیلی
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:46  توسط سجاد زربافیان  | 

بیهوشی..

خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد از بگذر ز عهد سست و سخنهای سخت خويش توان می گن اونی که اون بالاست هيچ وقت بيش آدمهاش بهشون درد نمی ده ! حتی می گن که اگه اين درد در مواقعی بيش از طاقت آدم بشه طرف بيهوش می شه تا چيزی نفهمه ! ..... حالا می فهمم که چرا بعضی وقت ها آدم تو بی " هوشی " راه می ره ، حرف می زنه و خلاصه " زنده " گی می کنه .... آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد. (گوته
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:43  توسط سجاد زربافیان  | 

پيروزي....

هرکدا پيروزي از آن مردماني است كه هميشه تواناييِ در برابر سختي ها را داشته باشند . » خواجه نصير توسي • « سرنوشت با پرور دگار است ، خشنود به آنم ، در سختي شكيبا يم ، شكوه نكنم ، بدتر از اين سختي باشد و سختي بگذرد ، در پناه و ياري پرور دگار . » بزرگمهر • « مردمان را خُرده مگيريد ( عيب مگيريد ) كه هيچ كس بي خُرده نيست . » بزرگمهر • « دانشورِ خوب تنها براي رسيدن به راستي تلاش مي كند و هنگاني كه به راستي دست يافت به آرزوي خود رسيده است . پس در شان دانشور نيست كه براي بدست آوردن شهرت و خود نمايي و كوچك كردن ديگران به كار پژوهش بپردازد . » محمد خوارزمي • « رسد بان بايد هشيار باشد و پيوسته درستي كار خود را بيازمايد و بر خود خورده بگيرد و از خود پسندي به پرهيزد و بر كوشش بيفزايد و ازين كار خسته نشود . » بيروني خوارزمي ب 82 نهايات • « از خدا مي خواهم كه مرا براه راست بدارد ، و به دريافت راستي كمك كند ، و راههاي آن را روشن سازد ، و باز دارنده هاي رسيدن به خواسته هاي پسنديده را ، با فراخي و بخشش خود از ميان بردارد ، كه او بر هر چيز كه بخواهد توانا و بهترين يار و نيكو ترين ياور است . » بيروني خوارزمي • « آري تعصب چشمهاي بينا را كور مي كند و گوشهاي شنوا را كر مي سازد و هر كسي را به باوري وادار مي كند كه خرد و دانش آنرا گواهي ندهد . » بيروني خوارزمي ب 100 التفهيم. • « مردم به نهاد خود آزمندِ دانستن آنچه بر آنها پوشيده است مي باشند . » بيروني خوارزمي ب 13 نهايات . • « و كاري را كه من كردم وظيفه هر انساني است نسبت به پيشينيان خود ، كه كار آنانرا با ديدي منت بنگرد و اگر خلل يا سهوي در كار آنان مشاهده كرد با فروتني در تصحيح آن بكوشد . » بيروني خوارزمي برگ 130 هزاره بيروني • « كارِ دانش ، آدمي را از كارهاي روزانه ي روزگار دور مي كند و خواسته را بيشتر به بررسي دانش ناچار مي كند تا راه ، بيشتر بسوي اميد و ارزش هاي دست مايه ها قرار گيرد . » بيروني خوارزمي ( برگ 40 هزاره بيروني ) • « دانش پژوه چندان به خوشي تن نمي پردازد . » خواجه نصير توسي • « چند چيز مردمانرا بيش به كار اندر بايد ؛ خرد ، هنر ، ديدن و دانش دانستن ، توانگري و دادي ، خوب پنداري ، خوب گفتاري و خوب كرداري . » برگ 180 متون پهلوي • « به فرهنگ خواستاري كوشا باشيد چه فرهنگ اندر ( روزگار ) فراخي پيرايه و اندر سختي پناه و اندر نياز دستگير و اندر تنگي پيشه است . » برگ 182 متون پهلوي • « توانايي خرد و انديشه بر پايه ي ديدن ، پژوهيدن آزمودن استوار است . نه بر پندار بافي و پيش داوري هاي پوچ و نادرست و شنيده ها . » رستم شهزادي • « اشا يا اشويي برابر راستي ، پاكي ، سامان ، آرامش جهان ، هنجار هستي ، درستي ، پارسايي ، پرهيز كاري ، داد ، نيكويي ، پيمان داري ، و ... می باشد ، درستكار آنست كه اگر راستي و آشويي به زيان اوست دست از آن بر ندارد و از آن نگريزد . رستگاران هميشه راست و درست اند . » وهمن برگ 28 شماره يكم • ز يزدان و از ما بر آن کس درود که تارش خرد باشد و داد پود فردوسی توسی • نام نيكو گر بماند ز آدمي به كزو ماند سراي زرنگار سعدي شيرازي • « بايد از چيزي كاست تا به چيزي افزود . » نيما يوشيج • « انديشيدن به آرامش نياز دارد . صاحب انديشه بايد در همه ي زمينه ها امنيت داشته باشد و براي آشكار كردن انديشه ي خود ناچار به پاسخ گويي به صاحبان زر و زور نباشد . امنيت شخصي و اجتماعي و آرامش خيال ، شرط نخستين انديشيدن است . » پرويز شهرياري • مرا هیچ چیز از نام و نان به تحمل این تعب طویل جز مظلومیت مشرق در مقابل ظالمین و ستمکاران مغربی وانداشت ، چه برای نان که همه طرق به روی من باز بود ، و با ابدیت زمان مرا نیز چون جاودانی نمی دیدم پای بند آن نبودم ، و میدیدم که مشرق باید به هر نحو شده است باید با اسلحه تمدن جدید مسلح گردد ، نه اینکه این تمدن را خوب میشمردم ، چه تمدنی که دنیا را هزران سال اداره کرد مادی نبود از دانش و عقل یار را نتوان يافت از جهل در این راه مدد گیری کن از دانش و عقل یار را نتوان يافت از جهل در این راه مدد گیری کن زاهد بودم ترانه گويم كردي سرفتنه بزم و باده جويم كردي سجاده نشين با وقاري ديدي بازيچه كودكان كويم كردي ( مولانا) • در هر بخشي از زندگي به عالي بودن فكر كنيد و هرگز براي دست يابي به آن از هيچ تلاشي كوتاهي نكنيد ( از سخنان بزرگان ) مشکلات يک بخش از زنده گی است. اگر به سبب دوری و جدايی نميبود هرگز از لذت ملاقات و آميزش پی نميبرديم و اگر فقر نميبود از ثروتمندی بی خبر ميبوديم و اگر اندوه نميبود با سرور آشنا نمی شديم به اين طريق خداوند دنيا را يک گذرگاهی قرار داده جای که لذت را رنج همراهی ميکند و خنده را اشک. و جای که شدت رنج آن متناسب به پيمانه راحت آن. هر خانه به مشکلات مواجه ميباشد. و همچنان هر موسسه، شرکت و کشور دارای مشکلات ميباشند. و به همين ترتيب هر نفس دچار مشکلات درونی خود ميباشد. هرگاه شخصی نميتواند که توقعات خويش را خودش برآورده سازد، و قادر به اين نيست که نفس خود را وادار به موافقت کند به اجرای آنچه که او از خود خواهان است، تا جايکه اين امر اغلباً باعث شرمنده گی و مأيوس او ميگردد، پس او از ديگران احتمال چه توقع را دارد. اين شخص از برخوردهای اجتماعی و تماس با دوستان، همکاران و هم شهريان هيچ گونه اميدی ندارد. در حاليکه زيان قطع روابط و گوشه نشينی بيشتر و بدتر است از خوبی و اظهار همدردی که از اتصال و بر قرار داشتن روابط حاصل ميگردد. بطور مثال خانمی از روش ناپسند شوهر خود قابليت برداشت را ديگر ندارد و خواهان طلاق ميگردد. اما زود بعد از جدايی احساس رقت بار تنهای به او رخ ميدهد و او آرزو ميکند ای کاش جويای حل مشکل به گونه ای ديگر ميشد. همانطور کارمندی از فرط نارضامندی استعفاﺀ از وظيفه ميکند اما بزودی احساس پشيمانی به او رخ ميدهد. از اين لحاظ به عجله خواهان جدايی و قطع روابط شدن و پنداشتن که اين کار يگانه راه حل مشکل بوده و آنرا محو خواهد کرد، تصور غيرخردمندانه و عمل نا معقول است. دانشمندان مجرب اين رشته برای رفع مشکلات قدم های عملی را تجويز نموده اند: الف - درک و شناخت مشکل ب - تعريف صحيح مشکل ج - در مورد مشکل تحقيق و جستجوی واقعيت نمودن به غرض برملاﺀ کردن موجبات اصلی آن. د - ايجاد پيشنهادات متناوب و انتخاب های متساوی و ارزيابی از جنبه های مثبت و منفی
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:38  توسط سجاد زربافیان  |